حدود یک ماه پیش وقتی بحث بر سر حمله به ایران داغ شده بود و عدهای شال و کلاه کردند که همه را قانع کنند که تنها رأه نجات، حمله خارجی به ایران است بی بی سی مصاحبهای داشت با مصطفی هجری دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران. یکی از افتخارات این حزب این است که ۸۰ سال سابقه دارد و هجری در این مصاحبه هم تلویحا این افتخار را یادآوری کرد. ایشان مواضع حزب دمکرات و نگاه شان به مساله دمکراسی در ایران و چگونگی حل مساله کرد را توضیح داد و در پاسخ به سؤال لزوم حمله خارجی برای سرنگونی حکومت گفت اگر سرنگونی پیش نرود، بعضی وقتها لازم است و باید این را قبول کرد! سؤال این است که شما ۸۰ سال است صاحب حزب هستید و تا حرفی از منازعات و جدالهای سیاسی و دمکراسی و سرنگونی و…. میشود یکی از افتخارات تان همین متحزب بودن جامعه کردستان است، بعد وقتی جمهوری اسلامی در کنج رینگ قرار گرفته تازه میگویید حمله خارجی هم لازم است؟ خوب اگر نیروی سیاسی با ۸۰ سال قدمت بعنوان اپوزیسیون نتوانسته منشاء تغییری در جامعه باشد آیا این هنوز هم نقطه قوت است؟! مساله مخالفت با حزب و سازمان نیست. بحث این است که اگر حزب و سازمان ابزار تحقق امری است که بعد از ۸۰ سال تازه منوط میشود به حمله خارجی،…. آیا نباید به سؤالات بنیادی تری در مورد رابطه این نوع احزاب با جامعه پرداخت؟ وقایع بعدی نشان داد که مساله بر سر پاسخ دادن به چنین سؤالهایی طبعا نیست و برجسته کردن ۸۰ سال سابقه تنها برای کسب اعتبار در یک پروژه در حال شکل گیری است.
حدود یک هفته پیش از حمله اسراییل و آمریکا به ایران هم ۵ حزب کردی و از جمله همین حزب دمکرات کردستان ایران، اطلاعیه ای منتشر کردند مبنی بر همکاری برای تأثیر گذاری بر شرایط سیاسی حاضر. از آنجا که اولین واکنش شووینیسم فارس در مقابل هر چه از ملیت های غیر فارس بیاید در درجه اول برچسب تجزیه طلبی است، مهمترین بحث حول این اطلاعیه به همین محور محدود شد. اکنون با نحوه تکوین جنگ آمریکا و اسراییل علیه ایران، تماس ترامپ با مقامات کردستان، ابراز آمادگی کومه له عبدالله مهتدی برای پیوستن به این جریان و اخبار دیگر در همین روزها، مساله دارد اشکال دیگری بخود می گیرد. همگامی و همراهی این پروژه با جنگ جاری دیگر جای تردیدی ندارد. خالد عزیزی سخنگوی حزب دمکرات در گفتگو با بی بی سی در ۴ مارس ۲۰۲۶ ضمن گفتن اینکه ما پیاده نظام امریکا نمی شویم از توضیح درباره جزییات این موضوع و تماس مشخص دولت آمریکا با آنها، خودداری کرد. بحث بر سر مته به خشخاش گذاشتن نیت ها نیست. مساله این است که شما چطور ممکن است با همراهی آمریکا و اسراییل وقتی همهکس از جنگ افروزی و برنامههای شوم اینان برای منطقه می گویند مشغول کاری بنفع مردم ایران و یا کردستان باشید؟ انتظار چه قضاوتی دارید وقتی برای پیشبرد برنامه تان نیاز دارید به جزیی از حرکتی تبدیل شوید که همین دوسه سال گذشته منشاء یک نسل کشی آشکار در منطقه بوده است؟ ساده لوحانه است اگر علت آن نسل کشی به عقبماندگی یک نیروی اسلامی تعبیر شود که توازن قوا را نفهمیده و یا واقعبین نبوده است!