بمباران پارس جنوبی

روزگار سیاه امروز ایران دیگر فقط دود ناشی از آتش و ویرانی نیست. ورود عنقریب یک ناو دیگر آمریکایی که قرار است حامل نیرویی باشد که می‌تواند هم عملیات دریایی انجام دهد و هم زمینی، قرار است حلقه آخریا مهمی باشد در بسرانجام رساندن استراتژی ظاهراً تعریف نشده ی ترامپ. استراتژی ای که نه فقط از سوی مقامات حکومتش به چالش کشیده شده بلکه حتی نتوانست نزدیکترین یاران و هم پیمانان غربی و غیر غربی آمریکا را هم به همراهی هر چند ناچیزی ترغیب کند. حمله آمریکا و اسراییل به ایران دارد به یکی از گره گاه های مهم تعیین تکلیف مناقشات جاری بین‌المللی تبدیل می شود.

اگرچه در تمام طول این سه هفته ی جنگ علاوه بر خانه‌های مردم، مدرسه‌ها و بیمارستان و …. بسیاری از منابع زیرساختی ایران هم بمباران شدند، اما بمبارن تأسیسات گازی و نفتی پارس جنوبی مسابقه تخریب را به سطح دیگری وارد می‌کند که بسیار خطرناک است. و شاید خطرناک تر این باشد که بنظر می‌رسد در آینده نزدیک هم نه فقط نشانی از ختم این ویرانی ها نیست بلکه ریسک فشار دادن دکمه سلاح های اتمی توسط یکی از این دیوانگان هم دارد بیشتر به یک احتمال در دسترس تبدیل می شود.

با این وصف می‌توان گفت که با هر نوع پایان وقایع جاری (منهای مورد حمله اتمی)، نه برای ایران و نه برای کشورهای عرب حوزه خلیج ، روال زندگی دیگر بسیاق سابق نخواهد بود. گفته می‌شود در میان اعراب حوزه خلیج که بعضی شان فقط با پایگاه امریکایی و چند تا برج و شیخ شناخته می شوند این بحث بالا گرفته که قرار بود آمریکا از منافع آن‌ها حمایت کند و نه برعکس! اگر نفس طرح این مساله کمکی باشد به بیداری عرب تا نقطه ختمی شود بر «اجبار» اتکا به آمریکا یا اسراییل، باید قطعاً آن را به فال نیک گرفت. برای ایران اما مساله متفاوت است. جامعه‌ای که فی الحال با صدها مساله اجتماعی و اقتصادی و سیاسی دست بگریبان بوده اکنون باید با واقعیت میراث ویرانی مانده از جنگ رو در رو شود. مستقل از اینک در صدر جامعه جمهوری اسلامی باقی بماند (تضعیف شده یا تقویت شده در پروسه جنگ)، و یا حکومتی دست پخت آمریکا و اسراییل. ایران وارد دورانی می‌شود که بازسازی جامعه بدون یک بازبینی اساسی در همه حوزه های سیاسی و اجتماعی و گفتمان فکری ممکن نیست. تعیین تکلیف با شبه فاشیسم لجنی که از دی ماه سر بر‌آورده تنها جز کوچکی از این تصویر است.

وقایع جاری برخلاف ساده لوحی بخش‌های نه چندان کمی از اپوزیسیون چپ و راست، تنها ناشی از سیاست‌های حکومت جنایتکار اسلامی نیست. ندیدن تصویر بزرگ در این رابطه فقط حذف بخش مهمی از واقعیت نیست، بلکه قرار گرفتن در خدمت دستگاه فکری ای است که در همین لحظه حاضر دو هدف مشخص دارد: خاورمیانه زیر سیطره پیمان ابراهیم، و چپاندن عصایی زیر جسد در حال سقوط آمریکای ترامپ.

هجدهم مارس ۲۰۲۶

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.

وب‌نوشت روی WordPress.com. قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑