«یاشار» ها را آزاد کنید!

یاشار دارالشفا از اولین کسانی بود که وقتی بسیاری چشم بسته و سانتی مانتال مشعوف «انقلاب» بودند، در یک نوشته تحلیلی اخطار داد برای «انقلاب راست» ی که بر موج اعتراضات مردم سوار شده بود و سرانجام هم به آن کشتار وحشتناک در دی ماه منجر شد. یاشار هم مثل بسیاری دیگر که برای بیان حق طلبی و دفاع از حقوق حقه شهروندی به زندان افتادند، بارها مورد «شفقت» حکومت اسلام قرار گرفته است.

نیم قرن است که حکومت دارد می‌کشد و به بند می‌کشد. هر بار به بهانه ای. اینکه حکومت اسلامی حکومت رذل ترین بخش طبقه حاکم ایران است که چنان ثروت افسانه‌ای را صاحب شده که باین راحتی ها سکان قدرت را رها نمی‌کند بارها و بارها در دل اعتراضات مردم خصوصا در یک دهه اخیر فریاد شده است. حالا بر متن مجادلات جاری در منطقه و پس از جنگ با آمریکا و اسراییل امر بر این جماعت مشتبه شده که گویا قرار است تازه به مرحله «تمدن اسلامی» وارد شویم. درست همانطور که شاه در اواخر حکومتش وعده رسیدن به دروازه های تمدن می داد! یاشار از جوانان آگاهی است که در پس پشت حکومتِ لجن ترین بخش طبقه حاکم ایران مناسبات اجتماعی و طبقاتی را دیده، و از قضا به رو کردن دست چپ محور مقاومتی این حکومت هم نزدیک شده است. و این همان نقطه‌ای است که برای سردمداران حکومت اسلام قابل تحمل نیست. گویا می‌شود مردم قدرت خریدشان چندین برابر کم شود و کسی صدایش در نیاید. گویا می‌شود دسته دسته جوانان معترض کشته شوند و مردم چشم بر خون ها ببندند.

جمهوری اسلامی تنها از سر اجبار در نداشتن راه حل نیست که با مردم معترض کماکان با زبان خشونت و کشتار و زندان حرف می زند. اینان مثل همه دیکتاتورها مقهور قدرت خود شده اند. در همه جناح ها باور کرده‌اند که تا تبدیل شدن به قدرتی که مرزهای پیشین امپراتوری ایران را پشت سر می‌گذارد فقط قدم‌هایی مانده است. در این میان اما پامنبری های محور مقاومتی شان در خیابان‌ها که «چپ» حکومت نامیده می‌شوند موقعیت جالبی دارند. اینان حتی تظاهر نمی‌کنند که قرار است حرفی از حقوق مردمی گفته شود که میلیون میلیون بیکار شده‌ و خرید نان شان هم به نصف رسیده است. «چپ» بودن و «مقاومت» داشتن اینان ظاهراً تنها برای دمیدن بر شعله جنگ است نه حتی بسیاق فرهنگ خودشان تلاشی برای بهبود وضعیت مردم کف جامعه. و دقیقاً همینجاست که صدای اعتراض در جامعه این بار از جاهایی بلند می‌شود که لرزه بر اندام کلیت این حاکمیت بیاندازد. وقتی شکاف و نیستی و نابودی به عمق جامعه می رسد، صدایی که شما جانیان را خطاب قرار دهد از همان اعماق است. به این عادت کنید! از زندان دیگر کاری ساخته نیست.

جمهوری اسلامی همواره حکومت سرکوب و کشتار و زندان و اعدام بوده است. حالا باید حالی این جماعت جانی کرد که زمانه تغییر کرده؛ که مردم خون به دل‌ِ داغدارِِ مأیوس و متنفر از حاکمیت، دیگر یک بشکه باروت اند که انفجارش فقط دیر و زود دارد.

یاشار و یاشارها را آزاد کنید!

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.

وب‌نوشت روی WordPress.com. قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑