از «صدای سوم» زیاد گفته شده است. صدایی که فقط مخالف تغییر رٰژیم از بالای سر مردم باشد میتواند «سوم» باشد ولی هیچ معلوم نیست که چه دردی از جامعه حل خواهد کرد. و در عین حال بسادگی میتواند مورد سو استفاده واقع شود.
در ادامه همه تلاشهای اپوزیسیون که در خارج کشور در جریان است عدهای از همین مشتریان پر و پا قرص «سرنگونی بهر قیمتی» جمع شدهاند در کنفرانس «برساخت ایران دموکراتیک» در پارلمان اتحادیه اروپا. چهرههای شرکت کننده ای که دویچه وله با آنها مصاحبه کرده اکثراً همانهایند که چندی پیش در کنگره آزادی ایران شرکت داشتند. همان کنگره ای که وسط بمباران ایران توسط آمریکا و اسراییل برگزار شد و با شهامت تمام کلمهای از جنگ جاری نگفت تا «تفرقه» حاصل نشود! ولی چهرههای شاخص آن از جمله عبدالله مهتدی و مصطفی هجری بصراحت از بمباران ایران حتی اگر اتمی باشد، دفاع کرده بودند. حالا باز هم نمایندگان همان جریانات در یک تجمع دیگر حاضر شدهاند تا بروایت دویچه وله به جای تمرکز بر سخنرانیهای یکطرفه، در پنل های تخصصی با محوریت نقش ملل و جوامع، مشارکت ملی و اجتماعی، مؤلفههای برساخت ایران دموکراتیک، و آینده چشمانداز آلترناتیوها را بحث کنند. عجب! اینها باورشان شده که جنگ دارد تمام میشود و حالا بعد از بزن بزن به ترامپ (یعنی بمب بزن)، نوبت کت و شلوار و کت و دامن پوشیدن است برای تعیین تکلیف مردم. دویچه وله می گوید:
اعضای این پلتفرم خود را نمایندگان جریان «خط سوم» مینامند؛ جریانی که از یک سو با مداخله نظامی خارجی مخالفت میورزد و از سوی دیگر، مرزبندی قاطعی با جریانهای «مرکزگرا» در ایران دارد. مخالفت با مداخله نظامی خارجی؟!!
همچنانکه گفته شد بعضی از این چهرهها از کنگره آزادی ایران، و یا از ائتلاف ۱+۵ کردستان هستند که همگی در دسته جنگ طلبان خواهان بمباران بودند. همه چیز در برگزاری چنین اجتماعی خیلی «عادی» بنظر میرسد بجز «صدای سوم» بودن کسانی که تا همین چندی پیش تریبونی نمانده بود که از آن برای توجیه بمباران مردم ایران استفاده نکنند. همهشان مستقل از فارس و کرد و عرب و بلوچ و ترک بودنشان. اینکه عدهای برای سرنگونی با شیطان هم حاضرند هم پیمان شوند نه ربطی به آزادی و آزادی خواهی دارد و نه دمکراسی و حق و حقوق مردم ایران. اما در استفاده از این «صدای سوم» بطور قطع باید تجدید نظرکرد.