در هفته گذشته لیندسی گراهام سناتور جمهوری خواه آمریکا که بارها خواهان نابودی ایران با بمب هسته ای شده بود بنحو مرموزی درگذشت. جماعت سلطنت طلب عزا گرفتند که خیلی عجیب نبود. اما عجیب تر پیامهایی بود که از چهرههای سرشناس اپوزیسیون راست کرد در مدح و ثنای سناتور آمد. اغراق چهرههای حکومتی دولت اقلیم کردستان تنها ناشی از مقتضیات دیپلماتیک نبود؛ و رهبران اپوزیسیون کرد ایران هم که همان ائتلاف معروف ۱+۵ هستند از ویژگیهای این چهره جنگ طلب آمریکا برای کردها چه ها که نگفتند.
با فاصله کمی از این واقعه گزارشاتی منتشر شد از نحوه ارتباط موساد با احمدی نژاد و برنامههایی که اسراییل برای تغییر رژیم با قدرت گرفتن یا قدرت بخشیدن به احمدی نژاد داشت. مطابق این طرح بنا بوده که بر متن حملات آمریکا و اسراییل، و ورود پیاده نظام نیروهای کرد (همان ۱+۵) جناب احمدی نژاد به صحنه قدرت مشرف شوند. اگر فاجعه دی ماه رضا پهلوی را از صحنه سیاسی ایران حذف کرد، آیا نباید انتظار داشت همین دو واقعه یعنی رو شدن نقش راست کرد برای قدرت گیری احمدی نژاد، و شیفتگی شان به سناتور جنگ طلب خواهان نابودی ایران نقطه ختمی بر نقش آنها در فضای سیاسی ایران بگذارد؟
به حاشیه رفتن این جریانات جنگ طلبِ مدافع فاشیسم زمانه وقتی تثبیت میشود که در مقابل بازگشت شان به صحنه سیاسی ایران صف قدرتمندی شکل گرفته باشد. و البته هنوز چنین نیست!