اپوزیسیونِ اپوزیسیون نشدن، آری یا نه؟

هیچ شرایط سیاسی خطیری نیست که موجب جابجایی در آرایش نیروها نشود. ما قطعاً در میانه یکی از مهمترین هایِ دوره معاصر ایران هستیم.

تا مدتها پیش از وقایع دی ماه و نقشی که سلطنت طلبان در تشدیدِ آن کشتار فجیع داشتند بسیاری از احزاب چپ (و مشخصاً در شورای همکاری نیروهای چپ) به حزب کمونیست کارگری برای سیاستش در مورد سلطنت طلبان مبنی بر اینکه اپوزیسیونِ اپوزیسیون نمی شویم، انتقادات زیادی داشتند. اما همانها امروز به ائتلاف ۱+۵ کردستان بر اساس همان پرنسیب برخورد نمی کنند.

احزاب کردی مورد بحث از زبان رهبران شان بکرات گفته اند که در کنار اسراییل و آمریکا به پروژه جنگ ارتجاعی ای می پیوندند که در درجه اول علیه مردم ایران است. عبدالله مهتدی در مصاحبه با بی بی سی صراحتاً از بمباران اتمی ژاپن در جنگ دوم جهانی هم حمایت کرد چون بنظر او بعد ها ژاپن خیلی پیشرفت کرد! تعریف و تمجید اکثریت رهبران این احزاب (از جمله کومه له زحمتکشان، حزب دمکرات…) از لیندسی گراهام سناتور آمریکایی مدافع بمباران اتمی ایران فقط تهوع آور نبود، زنگ خطر دیگری بود از جایگاهی که این «اپوزیسیون» در معادلاتِ سیاسی تغییر یافته ایران پیدا کرده است. چنین صراحتی را در بیان جایگاه سیاسی خود بر متن شرایط بسیار خطیر فعلی، از هیچ بخش دیگری از اپوزیسیون (مثلاً مجاهدین) هم ندیده ایم. سؤال این است که فرق ائتلاف ۱+۵ کردستان با سلطنت طلبان که هر دو بخشی از اپوزیسیون بورژوایی ایران هستند، در چیست؟ اکنون روشن است که هر دو اجزا یک پروژه بشدت ارتجاعی در جنگ علیه مردم ایران (و حتی منطقه) هستند. و مبنای برخورد به احزاب سیاسی عملکرد آنهاست، و نه سابقه مشترک سیاسی و سازمانیِ پیشین یا همشهری‌گری و قوم و خویشی… چنین نیست؟! این معیار دوگانه در برخورد به ائتلاف ۱+۵ کردستان و سلطنت طلبان را چطور باید توضیح داد؟

توجه داشته باشیم که بحث بر سر جایگاه تفاوت یافته این احزاب است نه بی‌اهمیت بودن جان هایی که از دست می رود. مسئولیت سرکوب و جنایت جمهوری اسلامی جای خود، و مسئولیت احزاب کردی ای که وارد پراتیکی شده‌اند از نوع پراتیک سازمان مجاهدین هم جای خود. دقیقاً مثل مسئولیت مشترک حکومت اسلامی و سامانه پادشاهی در کشتار فجیع دی ماه و داستان کیسه های سیاه اجساد.

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.

وب‌نوشت روی WordPress.com. قالب Baskerville 2 از Anders Noren.

بالا ↑